تبليغاتX
از من - دلا این یادگار خون سرو است...

می نویسم به شرطی که هیچی نپرسی! هیچی! این قولو بهم بده!
وقتهایی هست که بعضی چیزا یهو بغض می شن تو گلوت! دلت تنگ می شه! یه چیزی چنگ می زنه توش! اون وقته که بی خوابی میزنه و فقط غلت میزنی تو جات و هی می گی چرا صب نمی شه تا از این درد لعنتی خلاص شی. حالا بماند که بعضی وقتا این بغض بیشتر از یکی دو شب می مونه... کلی تلاش کردم تا چیزی نفهمی. چون میدونم تو حالت بدتر از من می شه اون موقع ها. اون وقت هیشکی نیست جممون کنه! میشیم دو تا داغون که به جای اینکه حال همدیگه رو بهتر کنیم گند می زنیم به همه چی! حال تو بد می شه حال من بدتر!
اینجور موقع ها که می شه، هیشکی رو ندارم که باهاش حرف بزنم. تو ناراحت می شی، اون سعی می کنه منطقی بگه آقا این درست نیست، اون یکی هم شاید فقط گوش کنه ولی... فقط...
باور کن می دونم منطقی نیست! هیچیش! ولی مگه می شه دلو با منطق آروم کرد آخه؟
اصلا اینجور موقع ها منطق دیگه حتی تو مغزمم کاری نداره چه برسه به دلم و دست می زنم به کارایی که نباید و به قولی کلی فانتزی می سازم! فانتزی های غلط! فانتزی های چرت! فانتزی هایی که مسخره ان! ولی نه در اون لحظه! حتی تو اون لحظه قشنگ هم هستن! در لحظه آرومم می کنه ولی بعدش یه طوفانه که به پا می شه تو این دل صاحب مرده.
حالا بیا و آرومش کن! انگار یه دلشوره ای میاد توش! دلشوره نیست ولی حسش شبیه شه! حالا هی برو اون پایین بشین و حرف بزن و سعی کن خودتو خوب نشون بدی! حتی برو چند تا پک به اون لعنتی بزن! هیچ کدومش فایده نداره! فقط گند می زنه به این لحظه ها که باید تک تکشونو زندگی کنی!  حالا فقط یه خوش شانسی میتونه کمکت کنه که دیگه شبا دلت عقل و نذاره کنار و دست نزنه به کارایی که نباید. اینجوری بعد چند روز آروم می شی و می فهمی چه گندی زدی! حالا بیا و اون گند و درست کن!


* هیچی نپرس! خواهش می کنم! خواهش کردم ازت!

* نگه تا این شب خونین سحر کرد//چه خنجرها که از دلها گذر کرد//ز هر خون دلی سروی قد افراشت//ز هر سروی تزروی نغمه برداشت//صدای خون در آواز تزرو است//دلا این یادگار خون سرو است!(به قولی با آهنگ و صدای نامجو بخونش!!)

* یادت باشی یک‌کارهایی فقط برای دلت است. نگرد دنبال توضیح و تفسیر. به عقل نصفه نیمه‌ات مرخصی بده. اینقدر دنبال توجیح برای همه‌چی نباش که رنگ فلان به مدل موهایم می‌آید و کتاب فلان را فلانی که آدم گنده‌ای است پیشنهاد کرده و این‌کار را می‌کنم که اینطور شود....




+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 17:28  توسط من  |