لعنت به خداحافظی هایی که آدم ها را محافظه کار می کند.... می ترسم از دلبستگیهای جدید.... می ترسم از خداحافظی های دوباره....
دلم خط نوشتن می خواهد...
نشود فاشِ كسی آنچه میان من و تو ست
تا اشارات نظر نامهرسان من و توست
گوش كن با لب خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی كه زبان من و توست
روزگاری شد و كس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
* کل آلبوم های سیاوش رو دانلود کردم. خیلیاشونو مدتها بود گوش نداده بودم. یاد خاطره های گذشته می افتم. یاد اون روزایی که تابستونا دوچرخه امیر و نوبتی سوار می شدیم و من با واک منی که داشتم آهنگ غروب و گوش می دادم....
* زندگی می گذرد... همانطور که قبلا می گذشت...